تا جون به تن دارم ديگه تنها نمي ذارم براي ديدن تو دست مي گيرم فانوس پا
من قصه گوي عشقم توبهترين کلامي
قشنگترين خيالي که هر نفس با هامي
وقتي توي کنارم آسمون ابي رنگه
ميام به ديدن تو دنيا با تو قشنگه
براي ديدن تو دست مي گيرم فانوس ماه
طلسم راهو ميشکنم مي گذرم از شب سياه
به گوش کوه و در و دشت اسمتو فرياد مي زنم
که هر جا هستي بشنوی که تنها عاشقت منم
براي ديدن تو ثانيه ها را مي شمرم براي ديدن تو من از يه دنيا دل مي برم
براي ديدن تو هزار بار مي ميميرم براي ديدن تو دوباره من جون مي گيرم
طلسم راهو ميشکنم مي گذرم از شب سياه
واسه دوباره ديدنت ميشم پر اقاقيا
تا زير پات بميرم پر پر بشم رو جاده ها
براي ديدن تو ثانيه ها را مي شمرم براي ديدن تو من از يه دنيا دل مي برم
براي ديدن تو که شهسوار عشقي ثانيه ها را مي شمرم
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر ۱۳۸۷ ساعت 4:16 توسط قاطي
|
اگه میخواین که اسمتون بره جز’ پیوندام ، اسم منو لینک کنین و خبرم کنین از نظرات ، تا منم لینکتونو بزارم