سنگ می سازم از دریا
شاید...شاید...شاید...
شاید تقدیر...شاید تکذیب...شاید تدبیر...
این بار تقلیل...آنگاه تکلیف...روزی تکبیر....
تصدیق می کنم او را... شایدم تکذیب می کنم خود را...
دیوار می سازم از رویا... عشق می سازم از دنیا...
سنگ می سازم از دریا...منگ می شوم از غوغا...
لال می شوم از ماؤا...مات می شوم از تنها....
تا شاید...............
شاید از غم نا گفته ام گوید....
تا سرود هر شبم خواند........
این چنین خواند....
آن چنان آید...
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۸۷ ساعت 21:46 توسط قاطي
|
اگه میخواین که اسمتون بره جز’ پیوندام ، اسم منو لینک کنین و خبرم کنین از نظرات ، تا منم لینکتونو بزارم