صدای سنگ های بیابان به گوشم
آشناست
که از سکوت می سرایند
سکوتی گرم و سرد
همانند نای خشکیده ی خار بیابان
تو از حسرت خشک سکوت چه می شنوی
می دا نم من که سکوت پر صداست
که خفه گشته در نای خشکش
تا ابد پایدار این سکوت سرد
که گر بشکند مرگ سکوت است .

بزار تو گوشه ی چشمای خستم عکس تو رو قاب بگیرم
بزار دوباره اومدن تو رواز سرببینم
بزار دوباره شماره ی ثانیه هارو از سر بگیرم
بزار دوباره خاطره, خیال تو رو برام بیاره
بزار از چشم سیام باز اشک شادی بباره
گل لبخند تو رو تو خیالم جا بذاره
بزار تا این خیال من آسوده شب ها بخ
بزار تو گوشه ی چشمای خستم عکس تو رو قاب بگیرمبزار دوباره اومدن تو رواز سرببینم
بزار دوباره شماره ی ثانیه هارو از سر بگیرم
بزار دوباره خاطره, خیال تو رو برام بیاره
بزار از چشم سیام باز اشک شادی بباره
گل لبخند تو رو تو خیالم جا بذاره
بزار تا این خیال من آسوده شب ها بخوابه
بزار دوباره ببارن چشم های خستم نازنین
نخشکه اشک حسرت توی این چشمای غمگین
بزار دوباره این دلم عقدشو از سر وا کنه
حرف سکوت و خستگیش با گریه هاش رها کنه

اگه میخواین که اسمتون بره جز’ پیوندام ، اسم منو لینک کنین و خبرم کنین از نظرات ، تا منم لینکتونو بزارم