با غرور بی دلیلت منو آزار نده
 
به منه خسته و بی حوصله هشدار نده
 
بزار این سکوت سنگین به شکستن نرسه
 
به خودت تو بیش از این زحمت اقرار نده
 
 به خدا من خودم رفتنیم
 
واسه دیگران تو شمعی
 
 واسه من خاموش و غمگین
 
برای خودی تو دردی
 
واسه غریبه تسکین
 
واسه دیگران حقیقت
 
واسه من عین سرابی
 
برای همه ستاره
 
واسه من مثل شهابی
 
وقت و بی وقت لحظه ها رو به دلم زهر نکن
 
بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن
 
 
 بخدا من خودم رفتنیم
 
 
بخدا
 
 
بخدا
 
 
 
 
 
 
 
 
 

دیــدن روی تو بر دادن جـــــــــــــان می ارزد

 

    

لحظه ای پیش تو بودن بــه جهـان می ارزد

قامت راستم ار تیـــــــــــــــر نگاهت خم کرد

 

نبود غم کــــــه به این پشت کمـان می ارزد

گـر چه سـرمایه مرا جان بود اندر ره عشـق
 

 

تــو لبت را بگشــــــــــــــا ، دادن آن می ارزد

چه غمی هست اگـــر یکسره در این سـودا
 

 

دل کند تا ابدالدهــــــــــــــــر زیـان ، می ارزد

گر کنــــــــــــــد محتسبم کور به جـرم نگهی
 

 

به هـمان چشـــــم پر از راز نـهان ، می ارزد

گر محقــر بود این خانه ولی هــــــــر چه بود
 

 

یکشب از لـطف در این خــانه بمان می ارزد

الغرض عشق به رســــــوائی و بد نامی ها
 

 

به مـلامت شــــــــــدن و زخم زبان می ارزد

با تو هر آنچه که آمد به نظر( رحــمان) گفت

 

تو بـگو ، هر چه تو گوئی به همان می ارزد

 
 
 
 
 
 
 

 

ای که لبات تنور داغ بوسه

صدات مثل خنده نو عروسه

یه شب برام عروس مهتاب میشی

یه روز مثل غم تو چشام آب میشی

میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم..

تو آینه چشمای تو اشکمو باور کنم

ای که تنت مثل یه چشمه پاکه..

چشمه همیشه همصدای خاکه

من اگه خاکم مثل خاک رودم..

سینه خشکم واسه تو هلاکه

میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم..

تو آینه چشمای تو اشکمو باور کنم

من واسه شهر تو که خیلی دوره..

یه جاده ساختم که کفش بلوره

منتظر اسب سفید عشقم ..

که کاکلش پر از عقیق نوره

میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم..

تو آینه چشمای تو اشکمو باور کنم