ز خویشتن مرانم
ای شیرین زمان - اگر هزار جان میداشتم - یکایک را به پای تو می افشاندم تا تو بر من قدم نهی آنچنان که بر خاک کویت گام بر میداری . ای دوست هر حکم و تصمیمی که بگیری برای من سهل و آسانست ولی هیچگاه ز خویشتن مرانم .

صورت او
یاری دارم که صورت او برایم هم جسم است و هم جان / غلط گفتم / چه جسمی و چه جانی / که جمله جهان صورت اوست .
آری
هر صورت خوب و معنی پاکیزه کاندر نظر من آید آن صورت اوست
گرد عشق تو بر کفنم
از تو دل نمی کنم تا آن زمان که دلی دارم و از جور و ستم تو نمی گریزم تا آن زمان که توانی دارم اگر به من محبت کنی سعادتی برتر از این نخواهم داشت و اگر مرا زار بکشتن دهی دولتی بهتر از اینم نخواهد بود . چون عشق تو مرا از هر چیز که در این عالم هست جدا میکند غمی از سرزنش هر که در جهان هست ندارم . در قیامت به این امید سر از خاک بر میدارم که گرد عشق تو همچنان بر کفنم باشد .![]()
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۸۷ ساعت 0:5 توسط قاطي
|
اگه میخواین که اسمتون بره جز’ پیوندام ، اسم منو لینک کنین و خبرم کنین از نظرات ، تا منم لینکتونو بزارم