بوي باران مشامم را مينوازد و اهنگ صدايت گوشنوازتر از هميشه نويد فردا را ميدهد

چشمهايم را ميبندم تا وجودت را که هميشه هم آغوش خيالم است حس کنم...

آرزوي هر روزه ام ...

منتظر طلوع خورشيد نخواهم بود ....

باران را ميستايم...گر چه بر گونه هايم لغزيده باشد...

تو را مي طلبم ...گر چه کنارم باشي...

و بهشت را ميخواهم گرچه لايقش نباشم....

فردا را ميخواهم و ميدانم که با تو فردا فردا ميشود ...

راستي........

هزار ياسمين نذر کرده ام .....

براي نگاهت ....

و هزار مريم ...

براي قدمهايت...

و هزار شراره آتش ...

براي ستاره چشمهايت ...

هر روز ...هر شب... هر ثانيه...دل تنگي ام را فرياد ميکنم...تا بيايي.....تا بماني....تا ........باشي...   مثل هميشه