سارا پالين: فساد اخلاقي دخترم، باعث رشد و پيشرفت وي مي‌شود.

مك كين: خب سارا جون، داشتي از نحوه پيشرفت و رشد مي‌گفتي.

 

 

كاش مي شد تو مال من بودي

به تن خسته پيرهن بودي

كاش مي شد هميشه تا همه عمر

عندليبي در اين چمن بودي

كاش مي شد كه صيد اين صياد

توي چون آهوي ختن بودي

كاش مي شد به پيكر فرياد

به مثل وصله اي زتن بودي

 

 

 

 

 

سوزم همه شب به ياد رويت

باشم همه شب به جستجويت

در جام سبوي من چه كردي

افكنده اي ام به كوچه گردي

ديوانه صفت هميشه مستم

افكنده اي ام بگير دستم

ما دست درون دست داريم

پيمانه اي از الست داريم

افسوس كه راه ما جدايي

اين بخت سياه ما خدايي

اين ره نه وصال دارد اي دل

كوهي زملال دارد اي دل

در سينه ما هميشه اندوه

از ناله ما خميده شد كوه

درسينه صداي ناله ام مرد

تا مرز جنون دوباره ام برد

فرياد دگر صدا ندارد

فرداي من وتو ما ندارد

 

 

 
زندگي را دوست دارم نه در قفس

                     عشق را دوست دارم نه در هوس

تو را دوست دارم تا اخرين نفس ...

 

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا به تو چه کسی می گوید

آن زمان که خبرمرگم را می شنوی روی خندانه تو را

کاشکی میدیدم شانه بالا زدنت را بیقید که مهم

نیست!!!!!      

 

 

 

خيلي  وقته ديگه بارون نزده رنگه

 

عشق به اين خیابون نزده  خیلی وقته

 

دیگه  ابری پرپر نشده دل آسمون

 

سبکتر نشده مه سرد درون پنجره

 

مثل بغض تو سینه ی منه ابره

 

چشمام پره اشکه وقتشه بارون بزنه

 

خیلی وقته دلم برات تنگ شده قلبم از

 

دوری تو بد جوری دل تنگ شده