نیمه جانم کردی
با لغزشت
نیمه جانت میکنم
با صبوریم
لغزشت بیشتر میشود
و من
از همیشه صبور تر!!!
همه ی کلمات تنهایی من
نفس های آخر را می کشند
ثانیه ها ایستاده اند
تا شاید
شاید...
دوباره کلمات معنی بگیرند..
من تمنا کردم که تو با من باشی و تو گفتی هرگز پاسخی سخت و درشت و مرا غصه ی این هرگز کشت...
تو جدای همه ی آدم ها می خندی و من به جای تمام انسانها می گریم و این فرق بزرگ من و توست...


وقتي دلم به درد مياد و کسي نيست به حرفهايم گوش کند، وقتي تمام غمهاي عالم در دلم نشسته است، وقتي احساس مي کنم دردمند ترين انسان عالمم... وقتي تمام عزيزانم با من غريبه مي شوند... و کسي نيست که حرمت اشکهاي نيمه شبم را حفظ کند... وقتي تمام عالم را قفس مي بينم... بي اختيار از کنار آنهايي که دوسشان دارم.. بي تفاوت مي گذرم
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۸۷ ساعت 15:19 توسط قاطي
|
اگه میخواین که اسمتون بره جز’ پیوندام ، اسم منو لینک کنین و خبرم کنین از نظرات ، تا منم لینکتونو بزارم