
امروز نزدیک بود تاکسی حامل وجود مبارکمان به زیر تریلی رفته و یک ملت را غرق غم و
اندوه کند و چه بسا آمار خودکشی برخلاف جهت اقتصاد آمریکا فشنگی بالا می رفت ...
تقدیم به دوستانی که هم اینک مشغول زمزمه اند که : صد حیف که این آمد و آن رفت ...
ما ترمزمان به کلی از در رفته
از هیبتمان بزرگی و فر رفته
ای شوفر ناشی کمی دقت کن
چشمی بنهی جان هم از بر رفته
ته کلوم :
حقیقتا" مرگ همینجاست ... دست در گردن اکنون ... پس از بازدم یا دم بعدی .
چند کلوم ختم کلوم :
* امشب در همایش بزرگ داشت شاعر بزرگ همشهری مرحوم دکتر قیصرامین پور
شرکت کردم ...شب زیبایی بود ... پر از قافیه هایی خیس از بغض ... ناگهان چقدر
زود دیر می شود ... ویک سال گذشت از آن سه شنبه ی بهت زده ... یادش گرامی
و طبع شیرینش پر رهرو باد .
* بالاخره گذر سردر حرم حضرت عباس (ع ) هم به شهر ما افتاد ... زائری شدم که زیارت
را خواب می دید ... وحالا تکه ای از حرم در موطن خودم ... رویای بیداری یعنی این .
* چون احتمال وجود آفت بسیار بالاست باغ نام و نشانمان را اندکی هرس کردیم ... هیس .
* زنها نبض احساسند و مردها نبض غرور وهردو قربانی ... نیست ؟؟؟

عاشق امروزی :
میدونی من ... من ... دلمو ( ! ) دادم به تو ... عاشقت شدم .
معشوق امروزی تر :
می تونم عاشقت بشم ... ولی اصلا" امانت دار خوبی نیستم ... اوکی هانی ؟
توصیه های گرندمادری : عاشقان امروزی لطفا"به نزدیک ترین قبرستان مراجعه فرمایید.
ته کلوم :
جنگ اول به از صلح آخر یعنی این .
چند کلوم ختم کلوم :
* به دوستان باب و ناباب : هیچ خبری نیست ... شایعه نبافید ... فقط این روزها سوژه های
چیز دار زیاد می بینم .
* خدایا اینقده دلم میخواد دستتو از لایه ی اوزون بیاری بیرون و باهم بدون غرض
چاق سلامتی کنیم ... اینقده .
* ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام دل ... کاری نکن ناظران مالی را بفرستم سراغت
تو20:30 به جرم گرون فروشی شطرنجی نشونت بدن .
اگه میخواین که اسمتون بره جز’ پیوندام ، اسم منو لینک کنین و خبرم کنین از نظرات ، تا منم لینکتونو بزارم