مارادرحصارزمان بسته اند
همچوحیوانی به زنجیر
همچوپرنده ای درقفس
ما کدامین ازاده ایم
که اسیرهوس هاییم
پروبال شکسته به اسمان می نگریم
ماکدامین انسانیم
همچوحیوان درنده خوی
خون یکدیگربریزیم
درپی نان پنجه درگردن هم نهیم
خشت هارابالابریم
تابنای نابودی دیگری سازیم
مادست وپابسته ایم
امابااندیشه ی پرواز
دراسمان خیال
درحصارزمان چگونه توان ازدژهای ثانیه هاگذشت
چگونه ازپشت دیوارهااینده رادید
مابازنجیرهای بسته زندانیم درحصارزمان
|
عشق یعنی ... (تصاویر خیلی زیبا)
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۸۷ ساعت 11:8 توسط قاطي
|




اگه میخواین که اسمتون بره جز’ پیوندام ، اسم منو لینک کنین و خبرم کنین از نظرات ، تا منم لینکتونو بزارم