خدايا منو ببخش

من همه چيز رو نگفتم

من نگفتم دستاشو بهم نداد

من نگفتم چقدر مهربون بود

خدايا منو ببخش که همه چيز رو تعريف نکردم

تنهاتر از تنها من خوبيهات رو فراموش نمی کنم

من عاشق قلب مهربونش شدم

من عاشق دستاش شدم

عاشق نجابتش شدم

من عاشق آغوش گرمش شدم

من عاشقش شدم

عزیزم :

هرگز کسی رو به اندازه تو دوست نداشتم

هرگز به کسی جز تو اعتماد نکردم

هرگز نخواستم دست کسی رو جز تو ، تو دستم بگیرم

هرگز ياد کسی برام انقدر عزيز نبوده

تنهاتر از تنها هرگز برای کسی اشک نريختم

اما تو عزيزترين منی

اسم قشنگت هميشه ورد زبونمه

اسمت روی ديوار اتاقمه

هنوز صدات تو گوشمه

من دوستت دارم

بدون تو بودن خيلی سخته ... خيلی سخت

باورش خيلی سخته

صدای قشنگت رو میشنوم

تو خواستنی هستی ... خيلی

گر چه تو از حال من بی خبری

من با لحظه‌های با تو بودن ميمونم

لحظه هام  رو یه  وقت  نگیری ، نميتونی هم بگيری

خوبيهات رو هم نميتونی بگیری

تجربه با تو بودن رو هم نميتونی ازم بگيری

یه وقت نری

بدون بيشتر از خودم دوستت دارم