شد خزان گلشن آشنايي
باز هم آتش به جان زد جدايي
عمر من اي گل، طي شد بهر تو
ور تو نديدم جز بد عهدي و بي وفايي
باز هم آتش به جان زد جدايي
عمر من اي گل، طي شد بهر تو
ور تو نديدم جز بد عهدي و بي وفايي
اینجا عشق را
گاهی تشییع می کنند
فاتحه بر نبود مخوانید
تا بود بدهکاری بود
گم شدن ناچاری بود
...
گاهی تشییع می کنند
فاتحه بر نبود مخوانید
تا بود بدهکاری بود
گم شدن ناچاری بود
...
این تابوتِ رهسپار
پر از احساس
سراسر خالی ست
عشق
هیچگاه نخواهد مُرد
پر از احساس
سراسر خالی ست
عشق
هیچگاه نخواهد مُرد
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 8:23 توسط قاطي
|
اگه میخواین که اسمتون بره جز’ پیوندام ، اسم منو لینک کنین و خبرم کنین از نظرات ، تا منم لینکتونو بزارم